۵+۱ شخصیت اصلی زن برتر در بازی‌های ویدیویی

سه چهار دهه‌ای از آغاز به کار صنعت بازی‌های ویدیویی می‌گذرد و برخلاف انفوان شکل‌گیری این رسانه، دیگر شاهد جنسیت‌زدگی در این حوزه نیستیم؛ طوری که امروزه می‌توان یک زن را به عنوان شخصیت اصلی یک بازی انتخاب کرد و انتظار موفقیت تجاری هم از آن بازی داشت؛ اتفاقی که سال‌ها پیش کمتر دیده می‌شد.

با این حال، از همان ابتدای کار، شخصیت‌های زن در بازی‌های ویدیویی حضور داشته‌اند؛ طوری که در دهه‌های هشتاد حتی در بازی‌های آرکید و کنسول‌های نسل اول، با شخصیت‌هایی مثل «خانم پک‌من» (Ms. Pacman) در یک بازی با همین نام یا «ساموس آران» (Samus Aran) در بازی متروید روبرو شدیم. ساموس در حال حاضر به یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های اصلی زن تاریخ صنعت بازی تبدیل شده.

از طرفی بازی‌های ماجرایی دهه نودی هم با اینکه خطاها و اشتباهاتی در قالب بازی‌هایی مثل لری و فانتاسماگوریا داشتند، ولی باز هم در بین‌شان شخصیت‌های اصلی زن بسیار خوبی پیدا می‌شد؛ مثل سری «طولانی‌ترین سفر» (The Longest Joruney) که یکی از جالب‌ترین و بهترین شخصیت‌های اصلی زن یعنی «آپریل رایان» را به بازی‌های ویدیویی معرفی کرد.

اینکه شخصیت اصلی یک بازی زن باشد، امروزه اصلا موضوع عجیب و غریبی نیست. مجموعه‌های بزرگی مثل فرقه اساسین به استفاده از شخصیت‌های زن (مثل Evie در سیندیکت یا Kassandra در اودیسه) در شماره‌های اصلی خود روی آورده‌اند. بازی‌های بزرگی مثل Horizon Zero Dawn یا فصل اول Life is Strange شخصیت اصلی زن دارند و در این میان هم استفاده از شخصیت‌های اصلی زن در بازی‌های مستقل به وفور پیدا می‌شود.

اینکه بخواهیم از بین این همه شخصیت تعدادی را انتخاب کنیم و در قالب یک لیست، آن‌ها را رتبه بندی کنیم، کار ساده‌ای نیست، ولی مثل همیشه این چالش را قبول کرده‌ایم و تصور می‌کنیم انتخاب‌های تر و تمیزی داریم.

نهایتا به این موضوع هم اشاره می‌کنیم که مشخصا به شخصیت اصلی یک بازی پرداخته‌ایم؛ یعنی همان پروتاگونیست و شخصیتی که در مرکز قرار دارد و کنترل او را به دست دارید. وگرنه گزینه‌هایی مثل The Boss از مجموعه متال گیر به راحتی در صدر لیست قرار می‌گرفتند.

مطمئنا گزینه‌های زیادی را از قلم انداخته‌ایم؛ گزینه‌هایی که از شما می‌خواهیم در بخش نظرات از آن‌ها به ما و دیگران بگویید.

۵. لایتنینگ (سری فاینال فانتزی ۱۳)

Lightning بازی Final Fantasy XIII

مجموعه بازی‌های فاینال فانتزی بیش از سی سال قدمت دارند و از همان نسل اول بازی‌های ویدیویی، این هنر را همراهی کرده‌اند. با این حال، از بین ۱۵ بازی اصلی (که البته دو شماره‌ی آن‌ها بازی‌های چند نفره هستند)، فقط دو شماره شخصیت اصلی زن دارند. «لایتنینگ» (Lightning) اولین شخصیت اصلی زن فاینال فانتزی نیست و این لقب به «ترا» (Terra) تعلق می‌گیرد؛ با این حال، لایتنینگ نه تنها توانست به عنوان یکی از شخصیت‌های خوب فاینال فانتزی بازخوردی مثبت بگیرد، بلکه یکی از بهترین شخصیت‌های زن در بازی‌های ویدیویی است.

فاینال فانتزی ۱۳ قصه‌ی بسیار خوبی تعریف می‌کند و لایتنینگ هم در مرکز این قصه است. لایتنینگ یک سرباز است و شخصیتی سفت و سخت دارد. با این حال، مثل هر شخصیت پرداخت شده‌ای، لایتنینگ هم در طول داستان بازی تغییر می‌کند و شخصیت خود را کامل می‌کند.

هدفی که لایتنینگ برای خود مشخص کرده و تلاشی که برای رسیدن به آن می‌کند، در هر رفتار او پیداست؛ طوری که دلیل پشت هر رفتار او را درک می‌کنید.

قصه‌ی لایتنینگ به اندازه‌ی کافی در فاینال فانتزی ۱۳ کامل است، ولی این بازی دو دنباله هم دارد. دو بازی «فاینال فانتزی ۲-۱۳» و «لایتنینگ بازمی‌گردد» شخصیت لایتنینگ را از یک انسان که می‌توانید با او به خوبی ارتباط برقرار و او را درک کنید، تبدیل به یک الهه‌ی بزرگ می‌کنند و با اینکه لایتنینگ حسابی بزرگ و مهم می‌شود، ولی از شخصیت اصلی خود کاملا فاصله می‌گیرد.

در هر حال، همان فاینال فانتزی ۱۳ کافی است تا لایتنینگ را به یکی از بهترین شخصیت‌های زن در بازی‌های ویدیویی تبدیل کند.

۴. کلمنتاین (بازی‌های سریالی واکینگ دد)

بازی Walking Dead

با اینکه سری بازی‌های سریالی واکینگ دد (The Walking Dead) از شخصیت‌های مختلف و زیادی می‌گویند، ولی نامردی کرده‌ایم اگر نگوییم «کلمنتاین» در مرکز همه چیز قرار دارد. شخصیت کلمنتاین در واقع بهترین بخش این سری بازی‌هاست؛ شخصیتی که خودمان او را شکل داده‌ایم و حسابی برای‌مان مهم است.

اهمیتی که برای کلمنتاین در سری واکینگ دد قائل هستیم، به فصل اول بازمی‌گردد. کلمنتاین در این فصل به عنوان یک دخترک ۷-۸ ساله حضور دارد تا روی هر تصمیم «لی»، یا در واقع روی هر تصمیم بازی‌کننده، نظر دهد. نهایتا هم ما به عنوان بازی‌کننده هستیم که این دخترک و شخصیت او را شکل می‌دهیم و به همین دلیل، کلمنتاین برای‌مان مهم می‌شود.

با این حال فصل دوم واکینگ دد است که جای کلمنتاین را به عنوان یکی از بهترین شخصیت‌های اصلی زن در بازی‌های ویدیویی ثبت می‌کند. کلمنتاین هنوز هم بزرگ نشده است، ولی در نقش یک دختر بچه، حتی از دور و اطرافیان خود که حسابی از او بزرگتر است هم عاقلانه‌تر رفتار می‌کند. کلمنتاین حتی در برخورد با زامبی‌ها هم کم نمی‌آورد.

کلمنتاین در فصل پایانی واکینگ دد هم نقش اصلی است و با اینکه این سری یک قسمت تا پایان فاصله دارد، ولی همین حالا هم می‌توانیم به جرات کلمنتاین را به عنوان یکی از بهترین شخصیت‌های اصلی زن معرفی کنیم.

۳. جیل ولنتاین (سری رزیدنت اویل)

بازی رزیدنت اویل Resident Evil

بازسازی رزیدنت اویل ۲ به تازگی عرضه شده است و با اینکه به لطف این بازی کمی بیشتر از «کلیر» (Claire) خوشمان آمده، ولی این موضوع را نباید فراموش کنیم که شخصیت اصلی زن مجموعه بازی‌های رزیدنت اویل، «جیل ولنتاین» (Jill Valentine) است.

زمانی که شخصیت‌های زن در بازی‌های ویدیویی نه ظاهر درست و درمانی داشتند و نه نقش‌هایی مهم، جیل ولنتاین به عنوان یک شخصیت قدرتمند خودنمایی و این قدرت و جذابیت خود را تا بازی‌های امروزی سری رزیدنت اویل به خوبی حفظ کرد. به راحتی می‌توان گفت که جیل ولنتاین در اولین قسمت رزیدنت اویل، از کریس ردفیلد شخصیتی بهتر بود؛ طوری که رفتار جیل در بازی بسیار واقعی‌تر به نظر می‌رسید.

از رزیدنت اویل ۳ به بعد، که جیل در آن شخصیت اصلی بازی بود، جیل یکی از شخصیت‌های مهم زن در بازی‌های ویدیویی بود. اینکه جیل در هر وضعیتی خونسری خودش را حفظ می‌کرد و حتی در رزیدنت اویل ۵ هم خوب از آب در آمده بود، از نکات مهم این شخصیت است.

به عنوان یک شخصیت زن قدرتمند، جیل در بازی‌هایی مثل رزیدنت اویل: مکاشفات حتی از مردهای دور و اطراف خودش هم بهتر است و به راحتی در لیست بهترین شخصیت‌های اصلی زن بازی‌های ویدیویی جای می‌گیرد.

۲. بایونتا (سری بایونتا)

بایونتا بازی Bayonetta

بایونتا این ظرفیت را دارد تا در صدر لیست‌مان جای بگیرد. این شخصیت زن، که ده سالی است به بازی‌های ویدیویی معرفی شده، تعریفی کامل از یک زن قدرتمند ارایه می‌دهد. بایونتا در واقع از سوی تعدادی از نویسندگان و فعالان فمینیست در صنعت بازی، به عنوان چهره‌ای کاملا فمینیستی معرفی شده است. بایونتا به عنوان یک زن، از تمام مردهای داخل بازی‌های خود بالاتر قرار گرفته است؛ چه از نظر ظاهری و چه از نظر قدرت.

این موضوع را می‌توان در طراحی ظاهری بایونتا هم به خوبی دید؛ طوری که این شخصیت از نظر قد و هیکل، از قدرتمندترین مردهای دنیای بازی هم بزرگتر است. مشخصه‌هایی که در تعاریف زنانگی جای می‌گیرند، در بایونتا به طور اغراق شده‌ای وجود دارند؛ طراحان بایونتا پیش از هر چیز مطمئن شده‌اند که از نوع حرف زدن این شخصیت گرفته تا هر حرکت و رفتار و حتی ضربات و نحوه‌ی حمله‌ی بایونتا، زیبا باشند.

نکته‌ی مهم درباره‌ی بایونتا این است که هر حرکت و رفتار او، در واقع به خوبی شخصیت او را نشان می‌دهد و پرداخت می‌کند و بخشی از بایونتا محسوب می‌شود. اینکه آیا امروزه باید تعاریفی مشخص از جنسیت‌ها داشته باشیم یا نه بحثی جداگانه می‌طلبد، ولی به جرات می‌توانیم بگوییم که بایونتا از زن بودن خود به شکل غرورآمیزی لذت می‌برد و این موضوع را کاملا قدرتمندانه و حتی برخی اوقات خشونت‌آمیز، به صورت مخاطب خود می‌کوبد.

هر از گاهی در بازی‌های بایونتا یکی دو زاویه‌ی دوربین نه چندان موافق بحث فوق هم می‌بینید، ولی این موضوع دلیل نمی‌شود تا بایونتا یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های زن تاریخ بازی‌های ویدیویی نباشد.

۱. لارا کرافت (سری توم ریدر)

بازی Tomb Raider

لارا کرافت مهم‌ترین شخصیت اصلی زن تاریخ بازی‌های ویدیویی است و این موضوع احتمالا تا ابد هم تغییر پیدا نخواهد کرد. از هر کسی، فرقی نمی‌کند حتی گیمر باشد یا نه، درباره‌ی یک شخصیت زن در بازی‌های ویدیویی بپرسید و جواب آن‌ها بدون شک لارا کرافت خواهد بود. لارا کرافت به عنوان یک شخصیت زن در بازی‌ها به اندازه‌ی ماریو به عنوان چهره‌ی کلی بازی‌های ویدویی مهم است.

شاید امروزه طراحی‌های ابتدایی لارا کرافت را ببینیم و در اولین حرکت، به طراحی ظاهری این شخصیت خرده بگیریم، ولی در واقع زمانی که اولین بازی توم ریدر عرضه شد، کسی به موضوع‌هایی مثل طراحی جنسیت زده‌ی شخصیت‌ها و این چیزها فکر هم نمی‌کرد و اساسا لارا کرافت توانست در دهه‌ی نود میلادی جمعیتی جدیدی از زنان را به جامعه‌ی ویدیوگیم وارد کند.

لارا کرافت به عنوان یک شخصیت بازی آن‌قدر مهم و بزرگ شده بود که مجلات مختلف پشت سر هم درباره‌ی او می‌نوشتند و این شخصیت به عکس روی وسایل مختلفی تبدیل شده بود. البته نباید کیفیت بالای سری بازی‌های توم ریدر را هم نادیده بگیریم. بازی‌های توم ریدر عالی بودند و این موضوع هم روی محبوبیت هر چه بیشتر لارا کرافت تاثیر گذاشت.

پیش از لارا کرافت، تک و توک شخصیت‌های زن قدرتمند در بازی‌ها پیدا می‌شدند، ولی به جرات می‌توان گفت که کاراکترهای زن در بازی‌های ویدیویی، پیش از لارا کرافت فقط وسیله‌ای بودند که شخصیت اصلی به دنبال نجات آن‌ها حرکت می‌کرد.

لارا کرافت کاملا دیدگاهی کاملا تازه از تعادل جنسیتی در بازی‌های ویدیویی تعریف کرد و بخش بزرگی از جهش این رسانه را مدیون لارا کرافت هستیم.

انتخاب اضافه: خانم پک من (از بازی Ms. Pacman)

بازی Ms Pacman

بازی «پک من خانم» (Ms. Pac-Man) قصه‌ی ساخت جالبی دارد؛ طوری که ساخت بازی در راستای ادای احترام به جمعیت زیادی از بازی‌کننده‌های زن بازی اصلی پک من انجام شده است. پس از موفقیت وحشتناک زیاد بازی آرکید پک من، شرکت «میدوی» (Midway) که همکار امریکایی سازنده‌ی اصلی پک من یعنی «نامکو» بود، خودش تصمیم می‌گیرد تا یک دنباله برای بازی پک من بسازد و عرضه کند. طبق گفته‌ی میدوی، نزدیک به نصف بازی‌کننده‌های پک من خانم بودند و در نتیجه آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا در این بازی جدید که عرضه‌اش به سال ۱۹۸۲ باز می‌گردد، پک من را تبدیل به یک خانم کنند.

شرکت ژاپنی نامکو در ابتدا از این حرکت و اینکه بدون اجازه‌ی آن‌ها یک بازی پک من ساخته و عرضه شده، خوشش نمی‌آید، ولی نهایتا و پس از موفقیت بسیار زیاد «پک من خانم» این بازی را هم رسما به مجموعه‌ی پک من اضافه می‌کند.

حتی با نگاهی کوتاه به طراحی ظاهری دستگاه‌های آرکید Ms. Pacman می‌توانید بفهمید که این بازی کار ژاپنی‌ها نیست، ولی خانم پک من به عنوان یکی از اولین شخصیت‌های زن در تاریخ بازی‌های ویدیویی اسم خود را ثبت کرده است.

digikala/mag

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • خانه
  • بازی
  • ۵+۱ شخصیت اصلی زن برتر در بازی‌های ویدیویی